تبليغاتX
میخوام من با تو............بمونم

میخوام من با تو............بمونم

عاشقانه

دنیا......

دنيا به مثال کوزه اي زرين است اين آب کمي تلخ کمي شيرين است


از دوست جدا شدن چه سخت است اين بازي تلخ سرنوشت است


مرغ شب خوابيد و من از گريه بيدارم هنوز گر چه رفتي از برم مشتاق

 ديدارم هنوز


شمع سوزان توام اين کونه خاموشم نکن از کنارت ميروم اما فراموشم نکن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

عشق و جنون.....

عشق: سرطان دوست داشتن است.
عشق: عقد دائمي ما با غربت است.
عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم.
عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

تو از من .....

 
 

تو از پنجره به باغ مي نگري ، من از باغ به پنجره!

 

            تو از ساحل به دريا مي نگري ، من از دريا به ساحل!

 

تو از زمين به آسمان مي نگري ، من از آسمان به زمين!

 

            تو از تاريكي به روشني مي نگري ، من از روشني به تاريكي!

 

تو از زندگي به من مي نگري ، من از تو به زندگي ،

 

                                  به عشق ، به همه چيز...                       

 

روزهای تنهایی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

برای تو ......

       
 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

دختر دریا......

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

عشق.....

 
 

همیشه گفتند و میگن که هر چیزی به اندازه ش خوبه...

حتی عشق و محبت. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

یکی رو ......

 
 
 
 

یکی را دوست می دارم


ولی افسوس او هرگز نمی داند


نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم


ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

خزان عشق.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

منم......

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

تو به من ......

 

تو به من آموختی که چگونه دوستت داسته باشم

 

اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

 

اما گریه کردن به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

دوستت دارم.....

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم

 

چه سود ازمهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن

 

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

گفتم.....

 


                             گفتم نرو پرپر میشم

 
گفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدم
 
گفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلم
 
گفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوز
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روز
 
گفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذره
 
گفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخره
 
گفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتی
 
گفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتی
 
گفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
گفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدم
 
گفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنم
 
گفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنو
 
گفتی: فراموش کن منو
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

خيلي سخته.....

خیلی سخته درد  خود  از  دیگران   شنیدن  

                                                          دیگه از عاشقی نگفتن و از عشق نخوندن

     خیلی سخته از پرستوها پروازشون و گرفتن

                                                           یه عالم غم  و  غصه  به  دوش     کشیدن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

تنهايي.....

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم

زيرا عشق دروغي در آن نيست ..

 تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم

زيرا خداوند هم تنهاست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست

و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد ...

 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:3 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

يادمان باشد.....

                 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

يادمان باشد ، سر سجاده عشق

جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط shirin  | 

ياد تو......

 ياد تو هر جا كه باشم با منه

داره عمر منو اتيش ميزنه

نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 10:35  توسط دختر دریا |  18 نظ
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

به كدامين.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

خدايا.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

اينه......

 

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است

 

 نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم

 

او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است

 

گفتم امروز هوا سرداست شايد موعد قرار تغيير کرده است

 

 خنديد به سادگيم آيينه و گفت

 

احساس پاک تو را زنجير کرده است

 

گفتم از عشق من چنين سخن مگوي

 

 گفت خوابي سال‌ها دير کرده است

 

 در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه!

 

 عشق تو عجيب مرا پير کرده است

 

 راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

دردهايم........

 

باید خریدار شوی تا من خریدارت شوم    با جان دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

 

من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران

 

اول به دست آرم تو را بعدا" گرفتارت شوم..

 

سوکوت

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

سرت رو .......

 

آهوی رمیده

سرت را روی بالینم گذارو بیقرارم باش

بیا عهدی ببند و تا همیشه در کنارم باش

خوشم با یاد تو در خلوت شبهای تکراری

و روزی را که خواهم آمد و چشم انتظارم باش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

وقتي......

 

وقتی که تو رفتی دل من ساده شکست

تقدیر چنین بود که آماده شکست

قلبی که همیشه با نگاه تو تپید

صد حیف که در پیچ و خم جاده شکست


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

گذر......

 

این دنیا پر است از غم و رنجه

هر کس با غم خود می سازد

چرا که با دیدن غم دیگران غم خود را از یاد می برد

گروهی شاد و خرسند هستند 

و گروهی غمگین

ای مسافر نه از شادیهایش شاد باش

و نه از غمهایش غمگین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

من از ......

 

من از ياران عاشق مي نويسم

 ز خورشيد و شقايق مي نويسم

 نه از شبنم، نه از باران، نه از گل

 من از داغ شقايق مي نويسم..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

نميدونم......

deltang...
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط shirin  | 

قشنگه.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط shirin  |